بنابر‌ آمار های موجود بیشترین میزان بیکاران کشور متولدین دهه شصت است که جمعیت آنها به چندین میلیون می رسد و بسیاری از این جوانان که شاغل محسو ب می شوند در شغل های رده پایین با درامدهای ناچیز مشغول به کار هستند و کارفرمایان به دلیل وفور نیروی کار هیچ گونه تعهد و احترامی برای این جوانان قائل نیستند. از طرف دیگر همانطور که در زمان حال مشکلات زیادی برای این رده سنی وجود دارد تا پایان عمر خود باید شرایط سختی را تحمل کنند زیرا تراکم جمعیتی زیادی را تشکیل می دهند که کشور توان تامین آنها را ندارد. تا کنون تزریق پول به بازار برای ایجاد اشتغال بیشتر اثرات نامطلوبی مانند تورم به همراه داشته است و نمی توان منتظر ماند تا اقدامات کلان این مشکل را حل کند بلکه باید خانواده ها این مشکل را حل کنند یکی از راه حل های پیش رو مهاجرت به کشور های دیگر است شاید هزینه چنین کاری به نظر بسیار بالا باشد در حالی که خانواده ها همین هزینه را برای ادامه تحصیل فرزندشان در دانشگاه صرف می کنند که تنها مشکلی به مشکل جوان اضافه می کند بعد از فارغ التحصیلی با مدرکی بالاتر باید راننده تاکسی یا مغازه دار شود. به طور مثال داوطلبان کارشناسی ارشد در سال 87 از 500هزار نفر به بالاتر از یک میلیون در سال 91 رسید که همین امر حاکی از نافرجام بودن مدرک کارشناسی بوده است و یا اینکه جالب توجه است که بیکاری پنهان و اشکار مدتی است در بین دانشجویان دکتری و حتی فارغ التحصیلان دکتری شروع شده و خانواده ها هیچ اطلاعی از این امر ندارد. این در حالی است که اگر فرد بجای تلاش بی هوده برای تحصیل در گردآب ایران تلاش کند تا در کشوری که فرصت شغلی بیشتری دارد اقدام کند هم زندگی بهتری برای خود فراهم کرده و هم باری از دوش جامعه ایرانی برداشته است و به اندازه یک نفر فضا برای فرد دیگری باز کرده است که خود امری خداپسندانه است. اما جوان برای اقدام به چنین امری پشتوانه معنوی و مالی والدین را نیاز دارد و والدین نباید این طرز فکر را نگرشی هیجانی از سر بی تجربگی بداند. این مسئله در کل جهان امری عادی است که نیروی کار از کشوری به کشور دیگر مهاجرت کند همانطور که در گذشته از کشور هند.فیلیپین. کره و ... مهاجران زیادی جهت کار وارد ایران شده اند امروز نیز زمان آن رسیده است که ما به سایر کشورها مهاجرت کنیم