انتشار امار رشد جمعیت کشور بازتابهای زیادی به همراه داشت یکی از آنها حذف بودجهای فرهنگی تنظیم خانواده است این روش برای افزایش جمعیت ساده ترین و خطرناکترین روش است که نشان دهنده عدم وجود دیدگاه کارشناسان است. در دیدگاه روانشناختی برونداد این روش فرزندان ناخواسته است که همانند فرزندان طلاق آسیب های بسیار زیادی را متحمل می شوند این فرزندان محبت های تصنعی و ناهماهنگ از والدین دریافت می کنند و گاه کل ساختار خانواده را بر هم  میزنند. حال این سوال مطرح است که

آیا راه دیگری برای افزایش جمعیت کشور وجود نداشت!

آیا برای این تصمیم گیری حداقل پنج دقیقه تفکر انجام شده است!؟ این در حالی است که علت اصلی کاهش جمعیت درایران نبود روند های تربیتی مناسب برای خودکارآمدی جوانان کشور است! وجود چندین میلیون جوان که  توانایی خاصی برای کسب درامد و تشکیل خانواده ندارند ریشه این ماجراست. در چنین شرایطی مسئولیت ما مردم عادی کشور این است که از یک طرف تا جایی که امکان دارد میزان اطلاعات خود را در مورد تنظیم خانواده و روش های فرزند پروری افزایش دهیم و مهارت های خود را در زمینه هایی که می تواند استقلال مالی ایجاد کند افزایش دهیم و این مهارت ها را به دیگران نیز بیاموزیم. در پایان قابل ذکر است که  جایگاه و شءن خانواده و فرزند بالاتر از آن است که بخاطر هزینه های ناچیز تنظیم خانواده یا وجود حمایت های مالی فردی را به دنیا آوریم، در حالی که نمی دانیم آیا دانش کافی برای پرورش و شکوفایی این فرد را داریم. آیا هنوز ساختار خانواده ای که تشکیل داده ایم آنقدر مستحکم هست که فرزندمان بتواند در پناه این ساختار توانایی های خود را بروز دهد